ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

52

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

تنگ مىشد . امير گفت : از من چيزى بخواه ، گفت : مىخواهم كه عمر گذشته‌ام را به من باز دهى ، و اجل مرگ را از من دور كنى ، گفت : توانائى اين را ندارم ، گفت : پس مرا به تو حاجتى نيست « . و اخبار و آثار در مذمّت دنيا و محبّت آن و سرعت زوال و بىاعتبارى آن و دربارهء هلاك هر كه آن را بجويد و به آن رغبت ورزد و دربارهء ضديّت آن با آخرت بيش از حد شمار است ، و سخنانى كه از امامان معصوم ما و بخصوص سرور ما امير مؤمنان - صلوات الله عليهم اجمعين - وارد شده براى مردم زاهد كافى است . و هر كه در خطبه ها و مواعظ على عليه السلام چنان كه در نهج البلاغه و غير آن مذكور است ملاحظه و تأمّل كند پستى و زبونى دنيا براى او آشكار خواهد شد . و داستان سؤال و جواب ميان جبرئيل و نوح در چگونگى ناپايدارى و زوال دنيا مشهور است ، و حكايت گذشتن عيسى روح اللَّه بر قريه اى كه اهل آن از دوستى دنيا هلاك شده بودند معروف است . ( 1 ) و چون آفات دنيا بسيار است و دنيا در نزد خداوند حقير و پست است آن را براى هيچ يك از دوستان خود نپسنديده ، و آنان را از شرور و مفاسد آن بر حذر داشته است . ايشان هم دل از آن بر كندند و در دنيا زاهد پيشه كردند و به اعتدال و ميانه روى از آن بهره گرفتند و اضافه را از پيش [ به آخرت ] فرستادند ، به قدر كفايت از آن برخوردار شدند و لهو و غفلت را ترك كردند ، از جامه به آنچه ساتر عورت باشد پوشيدند و از طعام به اندازهء رفع گرسنگى خوردند . دنيا را ناپايدار و فانى و آخرت را پايدار و باقى ديدند ، و از اين رو از دنيا ره توشه اى گرفتند ، دنياى خود را ويران و آخرت را آبادان ساختند ، به آخرت با چشم دل نگريستند و دانستند كه به زودى آن را خواهند ديد ، پس دلها را به سوى آن گسيل داشتند چون دانستند كه به زودى با بدنهاى خود به آنجا كوچ خواهند كرد . زمانى كوتاه صبر كردند و به راحت و نعمت جاويد رسيدند .

--> ( 1 ) در « كافى » در باب حب دنيا از امام صادق ( ع ) بتمامى ذكر شده است . .